بررسی تبعیض‌های قومی و نژادی رژیم پهلوی
عرب‌ستیزی درباریان/ توهین به گیلانی‌ها/ به حاشیه بردن بلوچ‌ها/ فراموش کردن کُردها

یکی از سوغاتی های دولت‌های غربی برای رژیم پهلوی گسترش نژادپرستی و سعی در اجرای سیاست‌های یکسان‌سازی فرهنگی بود به طوری که می‌خواستند از این طریق فرهنگ ایرانی-اسلامی را به اضمحلال بکشانند.

خبرگزاری فارس: عرب‌ستیزی درباریان/ توهین به گیلانی‌ها/ به حاشیه بردن بلوچ‌ها/ فراموش کردن کُردها

سایت اروم نیوز نوشت: یکی از سوغات‌‌های دولتهای غربی برای رژیم طاغوتی پهلوی گسترش نژادپرستی و سعی در اجرای سیاستهای یکسان سازی فرهنگی بود که می خواست از این طریق فرهنگ ایرانی-اسلامی را به اضمحلال کشانده و آنچه را که خود می پسندند رواج دهند.

با انقراض سلسله قاجار و روی کار آمدن رضا میرپنج که با کمک و یاری انگلیسی ها میسر شد، آنها سیطره ای کامل بر وی پیدا کردند و به معنی واقعی کلمه شخص رضاخان را مورد استعمار فردی قرار دادند که وی به عنوان غلام حلقه به گوشی فرمانبردار دیکته های اربابانش شد.

دیکته هایی که در برهه های مختلف وی اجرا و مردم نیز با آن مقاومت می کردند و نهایت توسط همان اربابانش با وضعیت افتضاحی مجبورا ایران را به مقصد آفریقای جنوبی ترک کرد و اربابان سلسله پهلوی محمدرضا را با اراده و خواست خویش بر حکومت آوردند.

رضاخان از همان ابتدای حکومت خویش به واسطه راهنمایی های گردانندگان اصلی حکومتش پی به وجود تنوع قومی، زبانی و فرهنگی در سراسر ملک ایران برده و سعی در جهت یکسان سازی فرهنگی و زبانی را در دستور کار خود قرار داد و این امر را به شدت پیگیری نمود.

وی ابتدا متوجه وجود عشایر ترک، ترکمن، کرد، عرب، لر و ... شد و با خشونت هرچه تمامتر برای کنترل آنها و دیکته آنچه که می خواهد اقدام به یکجانشین کردن آنها کرد.

رضاشاه همچنین در جهت یکسان سازی لباس و پوشاک ایرانیان دستور استفاده از کلاه پهلوی و ممنوعیت پوششهای مرسوم آن زمان را داد که می خواست تمام ایران را علی رغم وجود قومیت ها و فرهنگهای مختلف به صورت اجباری به حالت واحدی درآورد.

بعد از این اقدامات بود که براساس آنچه نشانه پیشرفت می دانست شروع به هتک حرمت حجاب زنان ایران کرده و با دستورش چادر از سر زنان ایرانی پایین کشیده شد که البته با مقاومت مردم ایران روبرو شد.

علاوه بر این سعی در نابودی فرهنگ و زبان بومی و محلی هر منطقه در دستور رضاخان قرار گرفته و وی به طور جدی سیاستهای ناشایستش را در این خصوص پیگیری می کرد. تعیین مجازات برای متکلمین زبانهای محلی در ادارات و مدارس، دادن طرحهایی در خصوص تغییر زبان کودکان در نواحی مختلف ایران با اجبار و برخورد قهرآمیز با شاعران، نویسندگان و هنرمندان محلی از جمله اقدامات وی به شمار می رفت که موجب نفرت توده مردم از اقدامات وی شد و زمینه را برای نارضایتهای بعدی فراهم کرد.

محمدرضا نیز بعد از به تخت رسیدن و تاج گذاری به عنوان شخص اول ایران دنباله روی سیاستهای پدر شده و یکسان سازی فرهنگی و زبانی را در سراسر ایران به شدت پیگیر شده و می خواست به ظن خود وحدت را برای همبستگی بیشتر به وجود آورد که با اعمال خود برعکس آن شد.

محمدرضا شاه در سفری که به شوروی داشت و در جواب سؤال خبرنگار آن کشور مبنی بر وجود ترکها در ایران، جمعیت این قوم را که در طول تاریخ همواره سعی در حفظ استقلال ایران داشته و در 200 سال اخیر از وقایع گلستان و ترکمنچای گرفته تا وقایع مشروطیت صداقت خود را در حق حفظ خاک ایران اثبات کرده بودند، به طور آشکارا انکار کرده بود و مدعی نبود حتی یک نفر از آنها در ایران شده بود!

این در حالی است که علی اکبر صالحی وزیر امورخارجه پیشین کشورمان در سفر به ترکیه از وجود جمعیتی نزدیک به 40 درصدی این قوم در ایران و در بین خبرنگاران خبر داده بود که نشان دهنده دقت و توجه به اقوام در ایران اسلامی و عدم انکار و نادیده گرفتن آنها است.

 

* زمانی حیدربابای استاد شهریار ممنوع و چاپ آن مستحق مجازات بود

برگزاری جشنهای آریامهری، مورد قبول بودن زبان فارسی و غیرقابل قبول بودن دیگر زبانهای بومی و محلی، تعقیب و مجازات شاعران و هنرمندان محلی، مبارزه با آیینهای اسلامی و سعی در اسلام زدایی از جامعه از جمله اقدامات محمدرضا پهلوی بود که درسش را به خوبی از پدر و اربابانش فرا گرفته وسعی در اجرای آن می کرد تا به ظن خود ایران را از اسلام رهانیده و هم بتواند یکسان سازی فرهنگی و زبانی برای اجرای سیاستهای خویش به کار بندد.

در آن زمان حتی کوچکترین دریچه ای برای نشر عقاید و افکار هنرمندان، شاعران و نویسندگان مناطق مختلف ایران نبود. به طوری که اثر حیدربابایا سلام ممنوع شده و چاپ آن مستحق مجازات بود.

حیدربابای استاد شهریار به عنوان منظومه ای ماندگار و شاهکاری ادبی در زبان ترکی نه تنها هیچگونه محتوای سیاسی نداشت بلکه مضمون تنها و تنها آداب و سنن و فولکلور روستای محل زندگی شهریار بود و شهریار وقایع دوران کودکی خویش را در آن به تصویر کشیده بود، اما برای چه این کتاب ارزشمند ممنوع شده بود؟ سؤالی که جواب آن از سطور بالا به دست می آید.

شاید به همین جهت بود که استاد شهریار آن شعر معروف را که در نکوهش اقدامات برخی از وابستگان درباری سروده و بسیاری از شهرهای کشور را به نیکی نام برده بود و عامل حفظ ایران را وجود اقوام مختلف یاد کرده بود.

 

* اسلام عامل اتحاد ایرانیان، قرآن محور وحدت/ اقوام ایرانی اتحاد خویش را در جبهه های نبرد حق علیه باطل نشان دادند

با پیروزی انقلاب اسلامی نگاهی امنیتی و تحقیرآمیز نسبت به اقوام برداشته شده و امام خمینی(ره) مسلمان بودن را تنها شاخصه مردم ایران دانست که باعث اتحاد اقوام مختلف می شود. از این روی قومیتهای مختلف ساکن در ایران نیز به ندای رهبر خویش لبیک گفته و دوشادوش یکدیگر در جهت سرنگونی رژیم طاغوت و نژادپرست پهلوی قیام کردند و پایه های استکبار را در جهان به لرزه درآوردند تا بدخواهان مردم ایران بدانند دیگر ماجراجویی های آنان در این مرز و بوم ادامه نخواهد یافت.

امروزه قرآن عاملی برای وحدت و اسلام محور اتحاد ایرانیان است و بس و هیچ چیز دیگری نمی تواند جای آن را بگیرد.

مسئله ای که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی نیز با سیل عظیم مردم گوشه و کنار ولایات ایران به جبهه و آن هم به صورت داوطلبانه خود را نشان داد تا مهر تأییدی بر محور قرار گرفتن اسلام در ایران باشد.

 

* تصویب و گنجانده شدن اصل 15 و 19 در قانون اساسی نشان از اهمیت حقوق اقوام و زبانهای ایرانی است

اقدامات فرهنگی انقلاب اسلامی در سالهای پس از پیروزی بسیار ارزشمند و قابل تأمل است.یکی از مهمترین نتایج انقلاب اسلامی که در همان ابتدای سال 58 خود را نشان داد، چاپ هزاران جلد کتاب به زبانهای بومی و محلی بود. کتابهایی که برخی تا دهه ها در خانه های مؤلفانشان خاک خورده و آنها جرأت نشان دادنش حتی به نزدیکترین دوستانشان را نیز نداشتند.

انتشار صدها مجله به زبانهای نواحی ایران نیز از دیگر برکات انقلاب اسلامی بود، همچنین تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که در بندهای 15 و 19 آن حقوق اقوام ، مذاهب و زبانهای موجود در محدوده ایران در نظر گرفته شده و این به عنوان مصداقی برای رعایت حقوق قومیتهای مختلف ایران است. شایسته است دولتمردان با رفع نگرانی های موجود که ضروری نیست تا این حد بر سر این موضوع حساس شد، مشت محکمی بر دهان یاوه گویان غربی و تفرقه افکنان داخلی بکوبند و توطئه کشورهای استکباری را برای ایجاد تفرقه و جدایی در بین ایرانیان خنثی کنند. ایرانیانی که در عین کثرت زبانی و قومیتی وحدت و همدلی بی مانندی در جهان دارند که تنها عامل آن اسلام و ریشه دار بودن تعلیمات اسلامی در این مرز و بوم است.

در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی اقوام مختلف ایرانی نه به عنوان یک تهدید بلکه به عنوان فرصتی ویژه مورد پذیرش قرار گرفت تا از کثرت، وحدتی مثال زدنی در دنیا به نمایش گذاشته شود که آثار و برکات آن تا به امروز و با وجود فشارها و تحریمهای روزافزون بین المللی ادامه دارد و مردم نواحی مختلف ایران دوشادوش یکدیگر سعی در پیشرفت و آبادانی کشور دارند.

 

* انتشار ده ها هزار کتاب ترکی در  آذربایجان/ 2 و 29 بهمن نشان دهنده اوج نفرت آذربایجان از طاغوت

آذربایجان به عنوان یکی از مهمترین مناطق ایران در طول دوره های مختلف تاریخی همواره یکی از مناطق تأثیرگذار کشور بوده است. رژیم منفور پهلوی این منطقه را نه به عنوان یک فرصت و ظرفیت بلکه به عنوان تهدیدی بر علیه تشکیلات جور و ستم خود می دید و سرکوب کوچکترین تحرک فرهنگی و سیاسی را در برنامه های خود داشت. اما آذربایجان خود را در 2 بهمن ارومیه و 29 بهمن تبریز نشان داد و به وی ثابت کرد که عاقبت ظلم و ستم نیستی و نابودی برای ظالمان است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی کتابهای بسیاری که شاید تعداد آن امروزه از ده ها هزار عنوان نیز فراتر رود در آذربایجان و به زبان ترکی انتشار یافت. مجلات، هفته نامه ها و روزنامه های بسیاری مجوز نشر به زبان ترکی گرفتند و شبکه های استانی محلی برای نشر و ارج نهادن فولکلور و آداب و سنن محلی شد.

هنرمندان و نویسندگان آذربایجان نه تنها مورد تعقیب قرار نگرفتند بلکه با تشویق روبرو شده و فرصتی برای حضور در عرصه های بین المللی نیز پیدا کردند و توانستند در سطح جهانی خویش را مطرح کنند. در بسیاری از این موارد هنرمندان محلی و بومی با هزینه دولت به همایشها و جشنواره های بین المللی می رفتند.

امروزه مؤسسات و تشکلهای بسیاری در گوشه و کنار شهرهای آذربایجان شکل گرفته است که در راستای قوانین جمهوری اسلامی ایران اقدام به نشر و جمع آوری فرهنگ بومی کرده و همچنین در زمینه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ... ورود می کنند.

سالانه بسیاری از جشنواره های فرهنگی و هنری در سطح کشوری و بین المللی به زبان ترکی برگزار می شود.

همچنین دادن مجوز به اسامی ترکی برای نامگذاری اماکن و اشخاص که تا پیش از انقلاب به طور کلی ممنوع بود از دیگر اقدامات شایسته بود که موجب رضایتمندی آحاد جامعه شد.

یکی دیگر از اقدامات شایسته که اخیراً انجام گرفت، برگرداندن اسامی محلات ارومیه بود. همان نامهایی که رژیم منفور پهلوی اقدام به تغییر آن کرده بود. بنا به گفته بهادری معاون استاندار آذربایجان غربی رژیم طاغوت در ارومیه و در پیش از انقلاب دو هزار اسم محلی را تغییر داده بود.

 

* کردها قومی فراموش شده در سالهای پیش از انقلاب/ منطقه زندگی کردها جزء محرومترین مناطق کشور بود

در بحث دیگر قومیتها نیز انقلاب اسلامی موجب اقدامات خیری شد که سبب رضایتمندی آنها شد. کردها در رأس توجهات انقلاب اسلامی قرار گرفتند. منطقه ای که کردها در آن زندگی می کردند فاقد شاخصه های توسعه ای و همچنین خود آنها نیز از بسیاری از امکانات دولتی محروم بودند و حتی در پاره ای موارد اجازه کار و فعالیت به آنها در ادارات دولتی داده نمی شد. حتی کردها به عنوان دشمنانی برای ایران دیده می شدند، در صورتی که خدمات شایسته ای را می توانستند انجام دهند. بی سواد نگاه داشتن مردم نیز از دیگر اقدامات پهلوی ها در خصوص این قوم بود.

کردهایی که باید به عنوان مرزدارانی غیور در مرزهای غربی کشور شناخته می شدند، با سیاست غلط رژیم گذشته به عنوان افرادی به حساب می آمدند که هر لحظه احتمال شورش در آنها وجود دارد و از این جهت باید در نهایت محرومیت نگه داشته می شدند. بسیاری از روستاها و حتی شهرهای کوچک کردنشین بعد از انقلاب در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گرفتند و توانستند امکانات اولیه مثل آب و برق را ببینند.

امروزه وجود صدها گروه فرهنگی و هنری کردی، وجود افراد مختلف از کردها در سطوح مدیریتی کشور و همچنین تدریس زبان کردی در دانشگاه سنندج نشان از توجه دولتمردان به این زبان ساکنان غرب ایران است که آن را فرصتی برای پیشرفت و توسعه کشور دانسته و سعی در حفظ آن دارند. در صورتی که پیش از انقلاب کردها قومی فراموش شده بودند و کوچکترین نقشی در تحولات کشور نداشتند.

ممنوعیت پوشیدن لباس کردی در مناطق شهری نیز از جمله افتخارات پهلوی ها بود که متخلفان را به سزای اعمالشان می رساندند.

 

* محمدرضاشاه: قشقایی ها نباید در کشور من زندگی کنند!/ چرچیل: قشقایی های لعنتی!

ترکان قشقایی نیز به عنوان مظلومترین قوم در بین اقوام ایرانی در سالهای پس از انقلاب روزهای بد و پر از اضطراب و دلهره را کنار گذاشته و امید به آینده ای درخشان را در دلهای خویش پویا دیدند.

قشقایی ها به واسطه اینکه درصد قابل توجهی از جمعیت آنها را ایلات و عشایر تشکیل می داد و از ابتدا از اسکان اجباری خویش ناراضی بودند و همچنین در زمان تغییر قاجاریه به پهلویه این دولت دست نشانده را خانها و بزرگان قوم قشقایی قبول نکرده بودند مورد غضب پهلوی اول قرار گرفتند و این مرد قلدر کوچکترین رحمی در خصوص قشقایی ها نداشت و با شدت هرچه بیشتر آنها را سرکوب می کرد.

همچنین در وقایع ملی شدن صنعت نفت به واسطه اینکه قشقایی ها به هواداری از دکتر مصدق قیام کردند و توانستند در نواحی جنوبی ایران مشکلاتی را برای رژیم فاسق پهلوی به وجود بیاورند و همچنین با توجه به حمایت دکتر مصدق از آنها مورد غضب هرچه بیشتر شاه و اربابانشان قرار گرفتند به طوریکه شاه در جمله معروفش بعد از کودتای 28 مرداد گفته بود که قشقایی ها نباید در کشور من زندگی کنند!

این جمله محمدرضاشاه یادآور جمله چرچیل در خصوص این این قوم دلاور و قهرمان بود که به روزولت رئیس جمهور آمریکا گفته بود: به این قشقائی های لعنتی نمیتوان اعتماد کردآنها در جنگ جهانی اول و دوم پدر ما را در آوردند.

اما امروزه به واسطه گسترش عدل علوی در جامعه ایرانی قشقایی ها نیز همچون دیگر قومیتهای ساکن در ایران از همه حقوق خویش برخوردار و می توانند به زبان خویش نوشته، کتاب چاپ کرده و نشریه و مجله منتشر کنند و در این خصوص هیچگونه محدودیتی شامل حال آنها نمی شود.

 

* عرب ستیزی شاخصه اصلی درباریان و هنرمندان درباری در دوره پهلوی

از آنجا که رژیم پهلوی اسلام را عاملی برای بدبختی و از بین رفتن شکوه 2500 ساله شاهنشاهی می دید، اعراب را به عنوان دشمنانی می نگریست که باعث نابودی تاریخ ایران شده اند و مستحق انواع و اقسام توهین ها و اهانت ها هستند.

از این رو درباریان و ادیبان و هنرمندان درباری با توجه به سیاست در پیش گرفته شده از هیچگونه توهینی ابایی نداشتند و شدیدترین حملات روانی و لفظی را بر حق اعراب ساکن در ایران به سرانجام می رساندند.

آنها با الفاظی نژادپرستانه عربها را در آثار خود تحقیر کرده و سعی در عقده گشایی تاریخ خیالی از دست رفته 2500 می شدند که با پیروزی انقلاب اسلامی همه این نشخوارکنندگان دست نوشته های غربیان و صهیونیستها فرار را بر قرار ترجیح داده و از این دیار رخت بربستند تا بدانند که در مملکتی اسلامی دیگر جای هیچگونه نژادپرستی و توهین به اقوام نیست و همه همانند برادر و با برابری سعی در اعتلای پرچم مقدس جمهوری اسلامی در جهان خواهند داشت.

 

* اختلافات ملکی و قیام میرزا کوچک خان عاملی برای دشمنی با گیلکها

یکی از اقدامات اولیه پهلوی ها تصاحب زمینها و روستاهای گوشه و کنار کشور بود. در این بین روستاها و اراضی موجود در شمال بسیار مورد توجه رضا میرپنج بود و وی به معنای واقعی کلمه چشم طمع در زمینهای حاضلخیز و روستاهای آباد شمال داشت.

گیلکها نیز به واسطه اینکه از قدیم الایام با رضاخان بر سر تصاحب و غصب املاکشان توسط وی مشکل داشته و مقاومت کرده بودند و همچنین در سالهای سردارسپهی وی قیام جنگل را ترتیب داده بودند مستحق مجازات بودند و این مجازات خود را به شکل ایجاد جوکهای جهت دار در جهت سرکوب کردن احساسات بومی و محلی در راستای فرهنگ آن دیار داشت، نشان می داد.

لطیفه هایی که گاه و بی گاه از رسانه های رسمی نیز مطرح می شد و نوک پیکان آن متوجه گیلکها بود.

بلوچها و ترکمن ها نیز از دیگر قومیتهایی بودند که با پیروزی انقلاب توانستند در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور حضور یابند.

آنها که به واسطه سنی مذهب بودنشان اجازه کوچکترین تحرک و فعالیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نمی یافتند و تقریبا از همه تحولات تأثیرگذار و کشوری به دور بودند اما امروزه با تعیین نمایندگان و مسئولان از بین این دو قوم قهرمان آنها شاهد حضور منتخبان و بزرگان قومشان در بالاترین سطوح مدیریتی کشور هستند که نقش تأثیرگذاری در تمام تحولات کشوری دارند.

 

* ضرورت ارج نهادن تلاش اقوام ایرانی برای حفظ استقلال کشور و دستاوردهای نظام

امروزه تمامی اقوام ایرانی در چهار گوشه این کشور پهناور هریک به توان و کوشش خویش سعی در اعتلای پرچم مقدس جمهوری اسلامی در جهان را داشته و گسترش و نشر آرمانها و اندیشه های انقلاب اسلامی را به عنوان وظیفه ای ذاتی در قبال خون شهیدانشان می دانند.

شهیدانی که حتی در دورافتاده ترین نقاط کشور از دل کویر گرفته تا جنگهای سرسبزشمال و از سواحل چابهار تا قله های باصلابت آذربایجان مزارشان زینت بخش خاک مقدس ایران شده است. شهدایی که برای حفظ اسلام و مراقبت از مرزهای ایران خونشان را نثار انقلاب کردند. شهدای ترک، کرد، ترکمن، بلوچ، گیلک، لرو بختیاری، عرب، قشقایی تنها و تنها یک هدف داشتند جلوگیری از تجاوز دشمنان به خاک ایران و حراست از آن.

از این رو لازم است سیاستمداران کشور با نگرشی جدید نسبت به اقوام و با توجه به اینکه آنها تنها برای ایران کوشیده اند و با عنایت به شعارهای سیدحسن روحانی در هنگامه انتخابات مسیری جدید در تاریخ این دیار گشوده و با عملی کردن برخی از مطالبات و خواسته های اقوام حس رضایتمندی را به جامعه ایرانی هدیه دهند تا بتوان با همدلی و اتحاد هرچه بیشتر در مقابل بدخواهان ایران و نظام اسلامی ایستاد.

ایجاد فرهنگستانهای زبانهای رایج در کشور از جمله این اقدامات است که می تواند در راستای حفظ فرهنگ و زبانهای بومی-محلی نقشی بسیار مؤثر ایفا نموده و تمام نقشه های دشمنان را مبنی بر تفرقه افکنی در میان ملت بزرگوار ایران را که به واسطه برخی غفلتها انگشت روی آن گذاشته و بر طبل تفرقه می کوبند نقش بر آب کنند.


چرا که تنها چاره ملت عظیم ایران اتحاد است آن هم در شرایطی که نمی توان آینده و اوضاع سیاسی-امنیتی پیچیده منطقه را که هر از گاهی گروهکهای جدیدی ظهور می کنند و غرب نیز با کمک برخی دول عربی بازی های سخیف اقتصادی را پیش می گیرند و تحریمها را به عنوان ابزاری در جهت از هم پاشاندن اقتصاد کشور به کار می بندند، پیش بینی کرد.

امروزه تمام ایرانیان فارغ از نژاد و زبان و قومیت تنها در زیر بیرق اسلام جمع شده و هیچگونه تفاوتی بین آنها وجود ندارد و همه اقوام می توانند نمایندگانی از خویش را در بین مسئولان ارشد دولت و نظام ببینند.

در بحث مطبوعات و رسانه ها هیچگونه محدودیتی برای فعالیت اقوام متصور نیست و همه استانها شبکه های محلی خویش را برای نشر برنامه ها به زبان خویش را دارند.

کتابهای بسیاری به زبان محلی چاپ شده و هزاران کتاب دیگر نیز در سالهای آینده چاپ خواهد شد و امروزه هیچ کس به واسطه اقدامات مثبت انجام گرفته و فرهنگسازی ها دیگر از نام بردن قومیت و یا زبان خویش خجالت نمی کشد بلکه برعکس، این موضوع نه تنها مایه افتخار فرد می شود بلکه مخاطبان وی از دیگر گروههای قومی نیز وی مورد استقبال قرار می دهند.

امروزه ایران به معنای واقعی کلمه کشور وحدت است و همبستگی مردم آن در دنیا مثال زدنی است