حجت‏الاسلام علی جعفری

1-"حزب اللهی" در کاربرد اجتماعیش یک استعاره پسا انقلابی است. این استعاره دیرپا و پربسامد به دال مرکزی یکی از قدرتمندترین گفتمانهای اجتماعی ایران معاصر تبدیل شده است.انقلاب اسلامی در روند شکلگیری خود بستر بروز و ظهور جریانی منحصر به فرد از اسلام گرایی شد که  "بچه حزب اللهی‌ها" بدنه اصلی آن را تشکیل داده اند. "بچه حزب اللهی‌ها" اولین و اصیل‌ترین ما به ازاء اجتماعی انقلاب اسلامی ایران هستند که از روز اول پیروزی تا کنون همنشین آن بوده اند. روند تطورات فرهنگی و سیاسی این شبکه اجتماعی عظیم آیینه ای از روند تطورات انقلاب اسلامی و شاخصی برای ارزیابی دمای انقلاب در ایران است.

2-"حزب الله"؛ علی رغم حضور معنی‌دارش در عرصه  اجتماعی ایران اما همواره در تبدیل کردن این معنای اجتماعی به نشانه های سیاسی قدرتمند و اصیل دچار ضعف و تنازل بوده است. به عبارتی "بچه حزب اللهی‌ها" تا سالهای سال برای به نمایش گذاشتن حضور و نفوذ سیاسی خود در میدان سیاست ایران مجبور به ورود در آیینهایی از کنش سیاسی و همکاری با جماعتهایی از اهل سیاست  بودند که لاجرم به تنازل فاحش از معیارهای آرمانی و گفتمانی و بعضا هویتی حزب الله  دامن می زد. بدین ترتیب فصل طولانی و تاثر برانگیزی از ازدواجهای شیرین و طلاقهای سیاسی تلخ حزب اللهی‌ها با انواعی از عناصر و جریانات ریز و درشت فعال در عرصه قدرت و سیاست جمهوری اسلامی ثبت شد.

3-این روند بی سرانجام ادامه داشت تا اینکه در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری همگرایی تامی با گفتمان حزب اللهی‌ها نشان داد به نحوی که توانست بیشترین حمایت انتخاباتی را در تاریخ تعاملات "بچه حزب اللهی‌ها" با کاندیداهای انتخابات از آن خود کند. حتی سوابق غلیظ سیاسی محمود احمدی نژاد در همراهی دیرینش با جناح راست سیاست ایران منجر نشد که حزب اللهی‌ها احساس کنند در حال تلاش برای روی کار آوردن یکی از  عناصر ولو نزدیک جناح راست به خود هستند، بلکه آنها این بار به مردی از جنس خود رسیده بودند. تلاش همه جانبه برای رییس جمهور شدن و سپس دفاع بی محابا آنها برای قوی ماندن رییس جمهور در مدار قدرت چشمگیرترین و اصیلترین تجربه سیاسی تاریخ حزب الله ایران است.

4-اگرچه اولین بروز خالص بچه حزب اللهی‌ها در عرصه سیاست ایران، باشکوه و قدرت تمام عیاری شروع شد و آنها در همین تجربه اول چشمگیرترین و عظیمترین تحولات سیاسی را به نام خود رقم زدند اما همواره این نگرانی وجود داشت که آزاد شدن ظرفیتهای سیاسی بچه حزب اللهی‌ها  آیا قائم به پیروز شدن آنها در انتخاباتهاست؟ به عبارت دیگر آیا حزب اللهی‌ها همانقدر که در بهره برداری از فرصتهای پیروزی متبحر نشان می‌دهند در مدیریت شکست هم توانمندند؟ از طرف دیگر آیا با افول احمدی نژاد که حداقل شش سال تمام نشانگاه اصلی تبلور و تطور حزب الله در ایران بود و حزب‌اللهی‌ها نسبت هویتی تامی با او داشتند، کار شبکه اجتماعی بچه حزب اللهی‌ها تمام است؟ آیا آنها مجبورند که در ازای وابستگی تمام عیاراعتبار و وجاهت سیاسیشان به احمدی نژاد با هرقیمت و هزینه‌ای همچنان در پی او باشند یا این ظرفیت را دارند که در موقع مقتضی از او فاصله بگیرند و حتی جدا شوند؟

5-کنشهای سیاسی بچه حزب اللهی ها در ماههای اخیر نشان داد که شبکه اجتماعی عظیم آنها در روند تطورات دهه نودی خود، به چنان ظرفیتی از اعتماد به نفس و تبحر سیاسی دست یافته که همه این بحرانهای محتمل را که اتفاقا  در ظرف انتخابات یازدهم یکجا پیش آمدند همزمان مدیریت کند. آنها هم شکست عشقی ناشی از افول احمدی نژاد را تحمل کردند/ هم در جستجوی جایگزین او دچار تنازل گفتمانی نشده و به دام کهنه دل بستن به "صالح مقبول" نیفتادند/ هم چنان گزینه معتبری را به میدان آوردند که خیل عظیمی از شخصیتهای درجه اول فرهنگ و مذهب و اقتصاد و سیاست به پشتیبانیش برخاستند/ هم با شکوه ترین و در عین حال ناب ترین آیینهای تبلیغی و انتخاباتی را برای پیروزی سعید جلیلی به پا داشتند/ هم بدون تحمیل اندک هزینه امنیتی-سیاسی نتیجه شکست را پذیرفتند/ هم روحیه انقلابی پس از شکست را به سرعت ترمیم کردند و نهایتا نه تنها ذره ای از راه آمده پشیمان نشدند بلکه با پذیرش کاستیها و ضعفها و عزم بر جبران و اصلاح آنها تصمیم گرفتند مصمم تر از گذشته این راه پر افتخار را ادامه دهد. واقعا  در بهترین و پیشرفته ترین آیینهای تربیت سیاسی جهان و در چارچوب مناسبات قدیمیترین و موفق ترین احزاب سیاستی دنیا باید چه هزینه ها و تلاشهای وافری صورت پذیرد که اعضا و علاقمندان حزب یا تشکل متبوع به چنین سطحی از درایت و تبحر و بصیرت سیاسی دست یابند؟

6-به نظر می رسد که کاندیداتوری "دکتر سعید جلیلی" و پایداری ستودنی و متمایز او و علاقمندانش در عرصه این رقابت سیاسی، فارغ از نتایج خیره کننده اش در افزایش اعتبار و جدیت انتخابات در ایران و افزودن نوع جدیدی از گفتمان و آیین تبلیغات سیاسی به لیست گفتمانهای نسبتا فرسوده و آیینهای تکراری انتخابات در جهان، به لحاظ  رونمایی از نسل جدید و بغایت پیشرفته ای از شبکه اجتماعی "بچه حزب اللهی‌های ایران" قابل توجه است. کمترین برکت حضور پر معنای "دکتر سعید جلیلی" در عرصه رقابتهای انتخابات اخیر، آزاد شدن ظرفیتهای خیره کننده و جدید نسلی است که به سرعت در حال کسب و ارتقاء همه توانمندیهای لازم برای تبدیل کردن ایران به یک جغرافیای الگو است. دیری نخواهد پایید که ملت ایران میوه شیرین ظرفیتهای آزاد شده از فرزندان انقلابی خود در انتخابات یازدهم را در انتخاباتهای فردای خود خواهد چید.