پیام اصلی این انتخابات عقبگرد نیست؛ پیام اصلی‌اش حرکت به جلو است/ اسلام امریکایی به دنبال انصراف مومنین از فعالیت اجتماعی است/این انتخابات پیروزی منتقدین ‏دولت دهم بود

دکتر باقری لنکرانی، وزیر اسبق بهداشت و عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در جمع برخی فعالان دانشجویی شیراز به تحلیل فضای سیاسی کنونی جامعه پرداخت.

 به گزارش رجانیوز، با اشاره به نتایج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت: ان شاءالله خداوند متعال به برکت این ماه به همه ما توفیق دهد که هم وظیفه خود را درست بشناسیم و ‏هم به وظیفه خود درست عمل کنیم. نکاتی را باید ما توجه کنیم. یک نکته بسیار مهم این است که تحلیل ‏درست از چرایی اتفاقات اخیر داشته باشیم. زیرا اگر این تحلیل درست را نداشته باشیم گاهی اوقات ‏نتایج غلطی می گیریم. الان هم بعضی از کارهایی که در فضای رسانه انجام می شود و به آن دامن زده ‏می شود مثل همین شعاری که مطرح می شود که "روحانی یادت باشه  ..." بعضی از آنها با واقعیات ‏جامعه ما تطبیق ندارد.

 
به گزارش صابرنیوز وی افزود: بعضی ها خیال می کنند که آقای روحانی به دلیل گردش جامعه ما به سمت ‏اصلاحات رأی آورده است! این تحلیل غلط است و شاهد غلط بودنش هم این است که در خیلی از ‏شهرهای کوچک و روستاها که اصالتاً با اصلاح طلبها مخالف هستند به آقای روحانی رأی داده اند. در ‏تهران اگر قرار بود که مبنا اصلاح طلبی باشد، ترکیب شورای شهر هم باید اصلاح طلبی می شد در ‏حالیکه در شورای شهر تهران اصولگراها اکثریت پیدا کردند. در همین شیراز خودمان اصولگراها ا ‏کثریت را حائز شدند. انتخابات مردم در این دوره و حتی دوره سال 76 انتخاب اصلاح طلبانه نبود.

لنکرانی ادامه داد: اگر این تحلیل های غلط روشن نشود در نتیجه نتایج  غلطی هم گرفته می شود. آقای روحانی خودشان ‏متوجه این نکته بیش از بقیه است که وامداری ایشان به جریان اصلاح طلب بویژه گروههای تندروی ‏اصلاح طلب نیست. اگر آن گروه ها با این پرچم به میدان می آمدند به هیچ وجه مورد اعتنای مردم قرار ‏نمی گرفتند. آنچه که به نظر بنده باعث این نتیجه آراء شد، دلیل اصلی اش نارضایتی از وضعیت دولت دهم ‏بود و دقیقاً همین اتفاق در سال 76 و 84 هم رخ داد. یعنی رأی 76 در واقع رأی نارضایتی از دولت ‏آقای هاشمی بود و چون تلقی این بود که آقای ناطق ادامه دهنده راه هاشمی است به آقای ناطق رأی ‏کمتری داده شد. در سال 84 هم رأی به نارضایتی از دولت اصلاحات بود و چون در واقع قطب مقابل ‏حرف متفاوتی از آن دولت داشت، رأی آورد.‏
 

وی تصریح کرد: الأن هم رأی به آقای روحانی رأی به مخالفت به عملکرد دولت دهم بود نه رأی به جریان خاص ‏سیاسی.‏


وی خاطرنشان کرد: تحقیق های مختلفی هم وجود دارد. از جمله مستنداتی که برای این تحلیل است این است که در انتخابات ‏شورای شهرهای کشور از جمله تهران اصولگراها رأی بیشتر و اکثریت را دادند.‏ لیست دولت با این که چهره های بسیار شاخص داشته است مثل وزیر سابق تعاون و رفاه که مرد ‏محترمی هم هست و شخصت تندی هم محسوب نمی شود و شهرت هم داشت و همچنین خواهر رئیس ‏جمهور رأی نیاورند!.
 
عضو ارشد جبهه پایداری ادامه داد: در واقع شکل گیری انتخابات را باید از این منظر بدان نگاه کنیم. رأی نیاوردن برخی از دوستان مثل ‏آقای دکتر جلیلی هم باید ازاین منظر به آن نگاه کنیم. یعنی دکتر جلیلی در این انتخابات با وجود اینکه امتداد احمدی نژاد نبود اما در تبلیغات گروه های مخالف به نماد امتداد ‏احمدی نژاد تبدیل شد. این نماد باعث ریزش آراء شد. و این در حالی بود که انتقاد و حتی سیاه نمایی برخی از اصولگرایان نسبت به شرایط موجود، بزرگترین کمک و هدیه آنها به گفتمان رقیب بود تا بخوبی بتواند خود را گزینه عبور از این شرایط سیاه نمایی شده نشان دهد.

این استاد دانشگاه افزود: به هر حال یک واقعیت اجتماعی مهم این است که مردم طی دو سال گذشته از قوه مجریه رضایت ‏ندارند و رضایت آنها رو به افول بوده و مسیر آن کاهنده بوده است و سیاه نمایی های افراطی نیز مزید بر علت شد تا این مطالبه عمومی ‏شکل گرفت که راهی غیر از این راهی که تا حالا رفته ایم را باید دنبال کنیم.‏

وزیر بهداشت دولت نهم اظهار داشت: در بین کاندیداها به طور مشخص غیر از آقای جلیلی و تا حدودی آقای غرضی، بقیه کاندیداها سعی ‏کردند که از این مطالبه عمومی استفاده کنند. کسی هم که بیشترین رأی را آورد، آقای دکتر ‏روحانی بود که  مشخصه او این است که منتقد جدی دولت بودند. یعنی در انتقاد از دولت سعی ‏کرده بودند گوی سبقت از دیگران بربایند.‏

وی ادامه داد: چرا قالیباف رأی نیاورد؟ چون مردم نسبت به آقای روحانی اقناع بیشتری در خصوص ایجاد فضای ‏جدیدتری در کشور داشتند. چون او را گزینه اصلی تقابل با دولت فعلی می دیدند و امثال قالیباف را گزینه های فرعی می دانستند. به همین دلیل اقبال عمومی از ایشان بیشتر شد و تغییر آرایی که در هفته ‏آخر اتفاق افتاد در واقع ریزش آرای قالیباف و ولایتی و رشد آرای روحانی بود و عمده جابه جایی هم ‏اینها بود.‏ بخشی از آرای آقای عارف هم به آرای آقای روحانی الحاق شد که در مجموع قابل توجه نبود و بخش  ‏عمده آرای ایشان هم اصلاً در انتخابات شرکت نکردند.‏

لنکرانی تصریح کرد: پس این تحلیل را باید روشن کنیم که این انتخابات پیروزی اصلاح طلبها نبود بلکه پیروزی منتقدین ‏دولت دهم بود.‏
 
وی افزود: یکی از دلایل مهمی که آقای قالیباف رأی نیاورد به این خاطر بود که آقای قالیباف نتوانست مردم را قانع ‏کند که می تواند ایجاد فضای تازه کند. آقای روحانی در این امر موفق بود.‏

وی در رد بحث لزوم مشهور بودن کاندیدای ریاست جمهوری برای رأی آوری گفت: این نکته بر خلاف برخی تحلیلهایی است که در زمینه انتخابات داده می شود. برخی ها می گفتند و البته ‏خلافش ثابت شد که مردم به چهره های شناخته شده رأی می دهند. این انتخابات و انتخابات 84 و 76 ‏نشان  داد که اتفاقاً مردم دنبال چهره های جدیدی هستند که بتواند آنها را قانع کنند.‏

وی ادامه داد: این اهمیت دارد و به این دلیل که نشان می دهد که اگر کسی خیال کند که از الان می تواند کاندیدایی را مطرح ‏کند و از الان مردم را نسبت به آن قانع کند و در سال 96 او را رئیس جمهور کند این غلط است! رویکرد ‏نباید رویکرد فردی باشد. یکی از اشتباهات برخی چهره ها همین بود که رویکرد رویکرد فردی بود و ‏برعکس در انتخابات نشان داده شد که افرادی که بتوانند مردم را نسبت به مطالبه اصلی اشان قانع کنند پیروز ‏می شوند نه افراد الزاماً مشهور!‏ اتفاقاً در نظرسنجی که در استان فارس خودمان در بهمن 91 انجام شده گمنام ترین کاندیدا در بین مردم استان ‏فارس آقای دکتر روحانی بوده است! یعنی عمده مردم اظهار کردند که ما نمی دانیم ایشان  کیست! این مطالبی ‏که حول و حوش چرایی انتخابات 92 وجود دارد، به ما کمک می کند که تحلیل درست داشته باشیم و در ‏نتیجه درست هم اقدام کنیم.‏

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه "اگر آقای هاشمی در انتخابات شرکت می کردند به نظر شما نتیجه چگونه رقم می خورد؟" اظهار داشت: اگر آقای هاشمی در انتخابات شرکت می کرد قطعاً انتخابات دو قطبی می شد و آقای هاشمی حداکثر موفق می ‏شد یک سوم آراء را جذب کند و حتماً رأی نمی آورد.‏ چرا؟ چون آقای هاشمی تجربه شده بود و به عنوان کسی که سیاست ایشان روشن و معلوم است مطرح بود.‏

وی در پاسخ به پرسش "تکلیف فعلی ما در این شرایط چیست؟" خاطرنشان کرد: ما باید انگیزه و امید خودمان را در همه حال حفظ کنیم. یکی از مهمترین آفات بویژه برای جوانان که در ‏روایات هم داریم دلتنگی و کسل بودن است. باید بدانیم که در انتخابات ما یک وظیفه ای داشتیم و انجام دادیم. ‏الان یک وظیفه دیگر داریم. باید ببینیم وظیفه امروز چیست و مطابق آن عمل کنیم. در انتخابات عنوان ‏شکست غلط است. انسان باید فکر کند که من به وظیفه ام عمل کرده ام یا نه. اینکه رأی آوردم یا نیاوردم ‏داستان دیگری است.‏

وی افزود: این احساس شکست باعث از بین رفتن انگیزه می شود که باید سعی کنیم این روحیه را از بین ببریم و روحیه ‏مومنانه و توکل به خداوند و باور "ان تنصروا الله ینصرکم" را جایگزین آن کنیم.‏ به موازات این و در همین راستا ما باید بدانیم که مومن حرکتش بدون آگاهی و معرفت دینی شدنی نیست.‏ در واقع کارآمدی در چهارچوب اصول دینی امکان پذیر می باشد.‏ ما باید معرفت دینی خود را که پشتوانه عملی فعالیتهای اجتماعی ما باشد تقویت کنیم. و بین این دو نباید ‏گسست وجود داشته باشد.‏
 
وی تصریح کرد: امام فرمودند که این مارهای خوش خط و خالی که اسلام آمریکایی را ترویج می کنند از آنها برحذر باشید.‏ امروز روزی است که یک عده ای ممکن است به دلیل اینکه موضع گیریهای اجتماعی و موضع گیریهای ‏سیاسی برخی هزینه تحمیل می کند، مومنین را ترغیب می کنند که از عمل اجتماعی و از موضعگیریهای ‏سیاسی پرهیز کنند. این ها همان مارهای خوش و خال اسلام آمریکایی هستند!‏ اسلامی که امام (ره) و رهبری روحی فداه روی آن تأکید دارند اسلامی است که ما را در برابر حوادث ‏روزمره حساس و مسئول قرار می دهد.‏

وی اشاره کرد: حضرت آیت ا... مصباح حفظ الله تعالی می فرمودند که ما تا قبل از امام  اسلامی که می شناختیم اسلامی بود ‏که عمدتاً در مناسک فردی و عبادات فردی خلاصه می شد. امام دید ما را باز کردند که بحث مهمی از تکالیف ‏دینی ما تکالیف اجتماعی ماست.‏ اینجا یک خطر عمل زدگی وجود دارد که ما بچسبیم به عمل اجتماعی و اسلام ناب که زیربنای عمل اجتماعی ‏است را فراموش کنیم.‏

عضو هیئت دولت نهم گفت: پس بعد از امید و انگیزه  تکلیف دوم ما این است که معرفت دینی خود را با اسلام ناب تقویت کنیم. سومین ‏تکلیف ما این است که ما باید از فرصتهای پیش رو با این دو ابزار بهترین استفاده را کنیم. متأسفانه در این ‏زمینه ما معمولاً کج سلیقه و کم کار و کند هستیم.‏ 
 
لنکرانی صراحتاً گفت: بر عکس ما کسانی که منویات صحیح ندارند در این زمینه پرکار ، خلاق و سریع العمل هستند!‏ مثل همین انتخابات اخیر. ما الان شاهد هستیم که برخی از گروههای معاند که برخی تا دیروز می گفتند ‏انتخابات را تحریم می کنیم حالا با پر رویی آمده اند و مطالبه می کنند از دولت جدید! ‏ اولاً شما که رأی ندادید. ثانیاً در صورتیکه رأی دادید مگر شما چند نفر بودید!‏ برعکس آن هم در اینجا که یک جمعیتی از مومنین هستند و رأی اصلی آقای روحانی هم رأی عامه مردم بوده ‏است، اینها مطالباتشان بیان و پیگیری نمی شود.‏

وی افزود: مثلاً شنیده ام در همین دانشگاه خودمان، عده ای که خاطرات تلخی ازشان وجود دارد در زمان مدیریتشان در ‏دانشگاه، فضای بسته ای وجود داشته و مثلاً در سال 69 از طرف جامعه اسلامی می خواستیم در سالن ‏مطهری جلسه ای بگیریم و مجوزهای لازم را هم اخذ کردیم، سخنران جلسه هم اتفاقاً حضرت آیت الله مصباح ‏بودند. بعد موقع برگزاری جلسه آقایان درب دانشکده را قفل زدند! گفتند رئیس دانشگاه گفته درب  دانشکده را ‏قفل بزنید!‏ حالا یک همچین آدمی بیاید بگوید که من طرفدار آزادی هستم و از این فضا بخواهد سوء استفاده کند!‏

لنکرانی اظهار داشت: پیام اصلی این انتخابات این نیست که ما برگردیم به عقب، پیام اصلی اش این است که ما باید برویم جلو، در ‏این فضا تشکلهای دانشجویی باید "بلندگوی مطالبات صحیح عامه" باشند.‏ مثلاً ما نمی  خواهیم دانشگاه به عقب برگردد و تبدیل به پناهگاهی برای افکاری که در جامعه مورد توجه ‏نیست بشود. نمی خواهیم دانشگاه به شکلی شود که رشد علمی کشور در آن متوقف و  حتی کند شود.‏ ما باید مطالبه الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی را دنبال کنیم. هم خودمان روی آن کار کنیم و هم مراقبت کنیم ‏که جهت گیریهای کلان کشور دراین جهت باشد.‏ در جاهایی که احساس شود خلاف این است محترمانه و با بیان مستندات تذکر دهیم.‏

وی با اشاره به لزوم نقدپذیری در دولت ها تصریح کرد: ما می گوئیم دولت آینده باید همانطور که گفته است یک دولت فراتر از بخشهای جناحی به ‏مشکلات بپردازد.‏ با توجه به اینکه دولت آقای روحانی دولت تدبیر و امید است اگر یک عده ای فشار بیاورند که کاری با بی ‏تدبیری انجام شود یک عده ای هم باید مطالبه تدبیر کنند و بگویند که می خواهیم رو به جلو برویم.‏
 
وی در پاسخ به سؤال "آیا فکر می کنید که دولت آینده واقعاً فراجناحی می باشد؟" خاطرنشان کرد: من فکر می کنم که لااقل تیم اقتصادی دولت آینده عمدتاً متأثر از تفکرات کارگزاران خواهد  بود که این می ‏تواند برای دولت نقطه ضعف باشد و در واقع تکرار برخی گذشته ها را یادآوری کند.‏ به نظرم در این جهت باید دولت منتقدانه به این 35 سال از نظر اقتصادی نگاه کند. این گمان غلط که ما ‏سالهای 68 تا 76 موفق بودیم و برگردیم به آن موقع، یک گمان ساده انگارانه است.‏
 
وی افزود: امروز باید با درس گرفتن از آسیبهای آن موقع و 35 سال گذشته راه جدیدی را پیدا کنیم و از خرد جمعی واقعاً ‏استفاده کنیم.‏ پستهایی هم به اصولگرایان و اصلاح طلبان داده خواهد شد ولی جریان عمومی دولت لااقل در بخش اقتصادی ‏آنگونه که بیان شد، خواهد بود.‏
 
وی ادامه داد: در زمینه فرهنگی نگاه دولت احتمالاً به سمت قدری تساهل و تسامح خواهد رفت. از این جهت روی مطالبات ‏و وظایف دینی باید بیشتر تأکید بشود.‏
 
وی پیرامون سیاست خارجی این گونه بیان داشت: در خصوص سیاستهای خارجی باید بگوییم که چند قسمت است. یک قسمتی را خیلی سلیقه ای نمی شود ‏برخورد کرد. مثلاً در سوریه ما حضور نظامی نداریم و نمی خواهیم هم داشته باشیم. اما سوریه خط اول جنگ ‏مستکبران با عالم اسلام است و هر آدم مسلمانی که خطر دولت غاصب اسرائیل را درک کند، متوجه است که ‏در جنگ سوریه باید طرف دولت حاکم را گرفت و هر نوع تغییر در سوریه را باید از طریق حاکمیت فعلی ‏دنبال کرد که آقای دکتر روحانی هم در صحبتها اشاره کردند.‏

لنکرانی خاطرنشان کرد: یا مثلاً اینکه ما در غنی سازی عقب نشینی نخواهیم کرد و ایشان هم در صحبتهایشان گفتند  که دیگر زمان ‏تعلیق گذشته است این یک اصل است و ما بر نمی گردیم.‏ اما اینکه در مذاکرات جزئیاتی تغییر کند این در سلایق دولت هاست و در دولت جدید هم بر اساس سلائق ‏خودش اقدام خواهد کرد.‏

عضو جبهه پایداری در پاسخ به پرسشی مبنی بر واکنش احمدی نژاد در ماه های پایانی دولت گفت: پس از اشتباهی که ایشان در ثبت نام مشائی انجام داد، در برخوردهای بعدی اش و سکوتش و قبول نتایج و ‏اعلام آمادگی اش برای انتقال تجارب به نظرم دارد جبران می کند. دکتر احمدی نژاد ویژگیهای  مثبت مهمی ‏داشته و زحمات زیادی کشیده است. منتها یک ویژگی مهمی که مسئولیت در نظام اسلام دارد و در روایات ما ‏هم هست سعه صدر است. بالاخره بخشی از این مورد انتقاد بوده که امیدواریم حاصل شود.‏