در این مقاله می خوانید که سبک زندگی اسلامی دانی رو بنایی است که مبتنی بر دانش های انسانی است و البته دانش های انسانی مورد نظر اسلامی بر خلاف آنچه در دانش های امروزی متداول است به دو طیف فردی و اجتماعی تقسیم نمی شود بلکه آن به سه دسته دانش های فردی ، و خانواده و جامعه تقسیم می شود و البته این تقسیم موضوعی است که سابفه آن را می توان در قبل از اسلام نیز یافت.


بر کسی پوشیده نیست که سبک زندگی در هر جامعه یک بنا است که زیرساخت این بنا را علوم انسانی آن جامعه می سازد و برای تحقق یک زندگی مورد نظر اسلام نخست باید دانش های انسانی و زیر بنای فکری و بینشی آن محقق شود . در غرب زندگی مردمان بر دانش های انسانی بنا شده که آن نیز بر تلقی ها و برداشت هایشان از انسان بر جهان مبتنی است .

ابتنای سبک زندگی اسلامی بر دانش های انسانی اسلامی

بر کسی پوشیده نیست که سبک زندگی در هر جامعه یک بنا است که زیرساخت این بنا را علوم انسانی آن جامعه می سازد و برای تحقق یک زندگی مورد نظر اسلام نخست باید دانش های انسانی و زیر بنای فکری و بینشی آن محقق شود . در غرب زندگی مردمان بر دانش های انسانی بنا شده که آن نیز بر تلقی ها و برداشت هایشان از انسان بر جهان مبتنی است .

در جامعه ای که علوم انسانی به مردم می گویند همه خواسته های و حرکات انسان از ناشی از میل جنسی است و اگر این میل جنسی به طور کامل ارضاء شود تمام مشکلات بشر حل می شود . شما نمی توان انواع سکس را غیر اخلاقی بدانید طبیعی است که فحشا و خشونت در جامعه غرب رکن تشکیل دهنده این اجتماع باشد .

دانش های انسانی هستند که تعریفی از انسان در اختیار مردم قرار می دهند دانش های انسانی هستند که می توانند به مردم روش و سبک زندگی را بیاموزند . اینکه در غرب لذت گرایی و ماده گرایی و مادی گرایی  و همچنین جامعه ای مبتنی تفرد ، اباحه گری ، سکس ، خشونت ، و از بین رفتن بنیان های فطری و شخصیتی انسان و همچنین دگرگونی نظام ارزش گزاری انسان شکل گرفته است ، نمی توان این مردم و این جامعه را به خاطر چنین ارزش گزاری و چنین جامعه سازی سرزنش کرد؛ بلکه باید دانست که این نظام فکر و ارزشی مبتنی بر مبنایی است که البته آن باید نقد و به چالش کشیده شود .

اگر ما می خواهیم نظام تربیتی مناسب با اعتقادات خود داشته باشیم و آن تأمین کننده اهداف دینی ما باشد قطعا باید ریشه های تولید نظام تربیتی را دانش های انسانی جستجو کنیم . آیا تا به حال این موضوع بررسی شده است که نظریات و مکاتب روانشناسی در باب رشد که عموما نظریات تربیت اسلامی ما هم بر آن مبتنی می شود ، صرف نظر از اینکه تامین کننده نظرآیین مقدس اسلام نیست با اصول بنیادین شریعت مقدسه هم در تعارض جدی است ؟ البته تمام نظریات و مکاتب روانشناسی و حتی جامعه شناسی  همین امر بلکه بدتر از آن جاری است . این بنا باید بر مبنا و ریشه خود قرار گیرد و اگر نه نمی تواند ثمر دهی خوبی داشته باشد

أَ لَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ * تُؤْتی‏ أُكُلَها كُلَّ حینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ * وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ (26نور)

« مگر ندیدى خدا چگونه مثالى زد و سخن نیك را به درخت پاكیزه‏اى تشبیه كرد كه ریشه‏اش (در زمین) ثابت و شاخه آن در آسمان است همیشه به اذن پروردگارش میوه خود را مى‏دهد، خدا این مثلها را براى مردم مى‏زند، شاید متذكر شوند و سخن بد را به درخت ناپاكى شبیه كرد كه از زمین كنده شده و قرار و ثباتى ندارد (26)

ریشه شجره طیبه اسلام بر هستی شناسی توحیدی و انسان شناسی «عبد» محور استوار شده است و تنه این درخت دانش انسانی و شاخه های آن سبک زندگی اسلامی است .

لزوم تنسیق دانش خانواده شناسی

شما خدا ناکرده وقتی با همسر تان به مشکل و اختلافی  بر میخورید یا اینکه می خواهید راهی بیابید که در ارتباط خانوادگی و زناشویی با همسر ، فرزند و دیگر اعضای خانواده از آسیب ها جلوگیری کنید و یا اینکه به دنبال راهکاری برای موفقیت در شغل خود هستید به چه کسی مراجعه می کنید ؟

آیا این موضوعات از سنخ موضوعات روانشناسی فردی هستند تا برای پیدا کردن راهکار آن به یک روانشناس مراجعه کنیم؟ یا اینکه موضوعاتی اجتماعی هستند که جامعه شناسان به آن پرداخته و راه حل هایی به ما ارائه دهند؟

یکی از اشکالات موجود بر سر راه معرفی سبک زندگی اسلامی این است که دانش های انسانی امروزی غرب جایگاه جدی برای خانواده نیستند . در علوم دانش های امروزی نمی توان شاخه ای مستقل را به موضوعیت خانواده پیدا نمود و به آن به عنوان خانواده شناسی اشاره کرد .دانشی که عهده دار بیان راهکارهای حفظ تحکیم و بالا بردن سطح کیفی خانواده باشد .

این در حالی است که در مکتب فکری اسلام خانواده به عنوان حلقه واصله بن فرد و جامعه نقش مهمی را ایفا می کند و در قرآن و روایات نیز بر این جایگاه خطیر  تاکید بسیاری شده است .

دانش های انسانی امروز به دو دسته ی دانش های مربوط به انسان و دانش های مربوط به اجتماع تقسیم می شوند این در حالی است که این تقسیم یک تقسیم ناقص است و همه شئون زندگی مادی انسان را حتی در بر نمی گیرد . اگر بخواهیم به درستی به دانش های انسان را تقسیم بندی و به آن بپردازیم باید بگوییم علوم انسانی سه دسته اند دسته اول روانشناسی و دانش های مرتبط دسته دوم خانواده شناسی و دانش های مرتبط و دسته سوم علوم اجتماعی .

بشر امروز غربی چون با مفهومی به نام خانواده بیگانه است لذا نمی توان این تقسیم را بر بتابد اما در دانش های انسانی به سبک اسلامی این مسأله متفاوت است . در فلسفه اسلامی بعد از تقسیم علوم نظری به طبیعی و ریاضی و الهی، وقتی به علوم عملی می رسد گفته می شود در کنار روانشناسی ( علم اخلاق )   و جامعه شناسی (سیاست مدن ) دانش دیگری را به عنوان دانش تدبیر منزل نام می برد .

به این عبارت از شرع منظورمه ملا هادی سبزواری توجه کنید  :

«بدان كه آدمى را دو عقل است كه بمنزله دو بال هستند براى روحش، و در اول حال در هر دو جنب بالقوّه است و اگر اصلاح شوند تواند بآنها باوج ملكوت پرواز كند و گرنه مثل مرغى بى‏پر و بال زمین گیر باشد: یكى عقل نظرى، و دیگرى عقل عملى، و اصلاح این دو به علم و عمل باشد .»

 و چون اهل تأیید كم‏أند حكماء از براى اصلاح عقل نظرى حكمتهاى نظریه تدوین كرده‏اند:

«حكمت الهى اعم و أخص و حكمت ریاضی و حكمت طبیعى و حكمت منطقى، و از براى اصلاح عقل عملى نیز حكمتهاى عملیه نگاشته‏اند: حكمت تهذیب الأخلاق و حكمت سیاسة المدن و حكمت تدبیر المنزل»

ابونصر فارابی در فصوص الحکمه چنین می نگارد :

« الحكمة العملیة أیضا ثلاثة أقسام؛ لأنّه:  إمّا أن یكون متعلّقا بما یختصّ بشخص واحد و یصلح حاله به، كالعلم بمحاسن الأخلاق و رذائل الأوصاف؛ ... و إمّا أن یكون متعلّقا بما یصلح به حال الشخص مع أهل منزله؛ فهو علم تدبیر المنزل؛ و غایته انتظام المصلحة التی بین الزوج و زوجته و الولد و والده ...»

حکمت عملیه نیز سه قسم است و این تقسیم از این روست که مورد مواجهه شخص یا شخص واحد است و مصالح آن مانند دانش اخلاق ...و یا اینکه متعلق است به حال شخص البته به همراه ال منزلش و این دانش را دانش تدبیر منزل می گویند و هدف این دانش ساختن نظامی صالح در ببین مرد و زن و فرزندان و پدر و مادر...

البته این تقسیم بندی ابتکار دانشمندان مسلمان نبوده و ریشه در فلسفه یونان داشته است . شیخ الرئیس ابن سینا در این باره چنین می فرماید :

«الثانی منها خاص بالقسم الثانی و یعرف منه ان الانسان كیف ینبغی ان یكون تدبیره لمنزله المشترك بینه و بین زوجه و ولده و مملوكه حتى تكون حاله منتظمة مؤدیة الى التمكن من كسب السعادة و یشتمل علیه كتاب أرونس فی تدبیر المنزل و كتب فیه لقوم آخرین غیره »

با کمال دردمندی باید بگویم که دانش و یا حکمت تدبیر منزل در میان ما مسلمانان نیز به بوته فراموشی سپرده شده در حال حاضر از دانش تدبیر منزل حتی خاطره و نامی هم در میان بسیاری دانشمندان اسلامی وجود ندارد .

از همین رو بار این دانش را روانشناسی به عهده گرفته است و خواهان جبران نموده جای خالی دانش گسترده تدبیر منزل است . که حاصل آن نادیده گرفت خانواده به عنوان یک وجود مقدس و اصالت دادن به فرد و نابود کرده بنیان خانواده است . چون روانشناسی هرچه باشد دانش است ناظر به فرد ، نگاهش فردی و راهکارهایی هم که ارائه می دهد فرد گرایانه است.

 اولین و مهم ترین راه برای رسیدن به سبک زندگی اسلامی تنسیق دانش جدید و مبتنی بر مبانی اسلامی آن هم با موضوعیت خانواده است . تا از این در این بستر بتوان راهکاری نظام مندی شده برای رسیدن به سبک زندگی اسلامی ارائه داد.

اگر آوردن دانش خانواده شناسی در ذیل روانشناسی صرف یک تغییر در ساختار علمی است و محتوای این دانش تغییری نکند ، البته نزاع بر سر تقسیم و ساختار دعوایی عاقلانه نیست و ما مشکلی با تغییر تقسیم بندی علوم و دانش ها نداریم

اما اگر حذف دانش خانواده و ذکر کردن مسائل مربوط به خانواده منجر به تغییرات وسیع این دانش و در نهایت ارائه مدلی متفاوت از خانواده و سبک زندگی گردد ( که چنین نیز شده است ) البته باید در آن نظر کرد .

آیا روانشناسی می توان پاسخ گوی به همه نیاز های خانواده اسلامی باشد ؟ آیا پاسخ های روانشناسی به عنوان یک دانش فردی ساختار خانواده را متزلزل نمی کند و نکرد است ؟ اصلا آیا توجیهی منطقی برای حذف دانش خانواده شناسی وجود دارد؟

اگر از شما پرسیده شود که کدامیک از جنایات بشری از همه بزرگتر هستند شاید به حنایات هیتلر ، صدام ، اسکندر و یا غیر از آن اشاره کنید و بگویید مثلا در جنگ جهانی دوم چند یا چند ده ملیون نفر کشته شده اند ، چند ملیون عضو قطع شده است و چند ملون مدرسه ، خانه و ... ویران شده است و... و... و... همه اینها جنایات بزرگ و وحشت ناک و کم سابقه بشری هستند اما دست بردن در دانش های بشری علی رغم اینکه در ظاهر اقدام کم سر و صدا و خاموشی به شمار می آید می تواند خسارت هایی بس شدید تر و مرگبار از این همه کشتار و توحّش داشته باشد .

حذف دانش شریف خانواده شناسی یکی از بزرگترین خیانت هایی است که خواسته یا ناخواسته در تاریخ بشر اتفاق افتاده است . شما فرض کنید این اتفاق که درست مشخص نیست عامدانه بوده یا نه و یا اینکه مشخص نیست توسط چه اشخاص و یا جریان هایی اتفاق افتاده است می توان به لجن کشیده شدن نظام خانواده نسل های فراوانی از بشر بلکه تاریخی چند صد ساله بشر را به جهاتی معلول چنین تغییراتی در نظام دانش های انسانی دانست .

چگونه است مدیریت شخصیت و مدیریت جامعه به چنین دانش های گسترده و پیچیده ای نیاز دارند اما درباره  خانواده چنین خلایی احساس نمی شود ؟ ما و شما چه تعداد فراوان مدیر و جامعه شناس موفق و سیاست مدار بزرگ و یا روانشناس کار کشته را می شناسیم که در مسائل و مشکلات خانواده خود در ماند اند

آیا این عاقلانه است که برای پشت فرمان یک اتوموبیل نشستن مطالعه چند ده ساعته و آموز های عملی جدی لازم باشد ولی در مورد ساختار فوق العاده پیچیده و آسیب پذیر به عنوان خانواده اصلا چنین اراده ای نه در ارباب دانش های انسانی و نه عموم مردم مشاهده نمی شود  و به عبارت بهتر در باره خانواده به این سخن عمل می شود که هرچه پیش آید خوش آید .

و چگونه است بشر برای پی بردن به رازهای که در آنسوی کهکشان نهفته است هزینه های سرسام آور می کند و انسان های زیادی عمر خود را در این راه صرف می کنند و ثمره تلاش خود را افتخار خود و کشورشان بلکه بشریت می دانند .

این در حالی است که در نظر آیین مقدس اسلام از خانواده به عنوان منبت انسان یاد میشود این زایشگاه و رویش گاه انسان توجه کسی را به خود جلب نکرده است و نوابغ روزگار دلهایشان برای از بین رفتن کیان خانواده نمی سوزد غافل از اینکه اگر خانواده نباشد قطعا حیات حتی مادی هم با پوچی آزار دهنده ا روبرو خواهد شد . و با نابودی خانواده زندگی بشر نیز رو به نابودی خواهد گذاشت فاههم و تدبر